أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

156

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

بازرگانان عطر و مواد خوش‌بو « 56 » ، آنها را بين باديه‌نشينان و آنها كه در اين كار شركت داشتند « 57 » ، مانند قريشيان ، توزيع مىكردند . قريشيان با مهارت خود در [ تهيهء انواع ] مخلوطها و تركيب‌هاى [ مواد خوش‌بو ] و بخور دادن با آن ممتازند ، هم‌چنان‌كه مردم يمامه با مهارت [ خود ] در تهيهء روغن‌ها [ ممتازند ] « 58 » . به همين جهت عطار [ بازرگان مواد خوش‌بو ] نزد عرب‌ها به دارى مشهور بوده است . عرب‌ها اين بازرگانان را به لنگرگاه يادشده كه به آنجا نيز عطر مىرساندند ، نسبت داده‌اند . در روايت [ الاثر ] آمده است : « همنشين صالح به دارى [ بازرگان مواد خوش‌بو ] ماند : اگر از عطر خود هم به تو ندهد ، بويش به تو مىرسد . « 59 » اما همنشين بد به آهنگر ماند كه اگر هم با جرقه‌هاى خود تو را نسوزاند ، با دودش آزارت مىدهد » . شعرهاى عرب ، مشك را به دارين نسبت مىدهد كه به بندر بارانداز [ دارين ] و هم‌چنين به دارى ، بازرگان مواد خوش‌بو ، اشاره دارد . اين [ ادعا ] كه دارين نام شهرى در هند يا جزيره‌اى است ، ساختهء ذهن است و حقيقت ندارد . نابغهء جعدى گفته است : شراب عراقى ، ريط « 60 » يمانى ، * مشك تر و تازه دارين با بوى شديد است در صدف‌هاى دو هندى ريشو * كه فروشند در دارين مشك و عنبر را نابغه به روشنى مىگويد كه دارين لنگرگاهى است كه دو هندى وارد آن شده‌اند . كثيّر مىگويد : طرّه‌هاى زلف بر شقيقه‌هايش پريشان شده « 61 » ، * مشك سياه دارين از خلال آنها جارى شده احوص مىگويد : ( 56 ) . العطارون . ( 57 ) . و من هم بابة له . ( 58 ) . در حواشى نسخهء الف نوشته شده است . ( 59 ) . نسخهء الف : يعلقك ، Lane ، 931 : علقك ؛ Vorwort و نسخه‌هاى ب و پ : يعبقك « به تو مىرسد » . ( 60 ) . ريط . پارچهء نازك ، لباس زنانه از يك تكه كامل پارچه . Lane ، 1200 . ( 61 ) . مشمعلّة . اين بيت در لسان العرب ، II ، ص 596 آمده و در آنجا مسبغلّة « روغن‌مالىشده » نوشته شده است .